تبليغاتX
کابووس تنهایی..
About Me

home
email
blogarchive
the posts

Links

Black WolFFFF..
جن زده هاااااااااااااااا:SS
RG khoshkelak
بهنام
Rock_Metal_HEAVY METAL::.
ظˆغŒط¯ط¦ظˆظ‡ط§غŒ ط²غŒط±ظ†ظˆغŒط³ ظ…طھط§ظ„
عشق مرده
انجمن شياطين منفوور

Archive

تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388

categories


Designed By : JAY-Rch
Powered Web : AOA




مجله رولینگ استون در نظرخواهی از كارشناسان واهالی موسیقی چهره‌های برتر تاریخ راك را انتخاب كرد.

شاید موسیقی راك در كشور ما آنچنان كه در آمریكا مورد توجه قرار گرفته محبوبیت نداشته باشد. شاید كه نه. قطعا و آنهم به‌دلیل ساخت آن و برداشت‌های متفاوت در جامعه‌ی ما از این سبك موسیقی است.

ما بدون پیش‌داوری و فقط برای اینكه به همه‌ی سبك‌های موسیقی توجه كرده‌باشیم، شما را در این شماره با مهمترین اتفاق موسیقی راك آشنا می‌كنیم.

راك اند رول، پنجاه و سه ساله شده. در واقع، این تاریخ‌نگاری مطابق میل سفیدهاست؛ آن‌ها كه دوست دارند الویس پریسلی را مبدع راك اند رول معرفی كنند. آن‌ها كه موشكافانه‌تر به مسأله می‌پردازند، خوب می‌دانند كه چاك بری پیش از الویس پریسلی آهنگ‌هایی به سبك بعدا نامگذاری شده راك اند رول ساخته بود.

اما بری، سیاهپوست بود و خب در آمریكا، هیچ كس نمی‌خواهد نام چاك بری سیاهپوست را قبل از الویس سفید بیاورد. می‌توان به راحتی چشم بر حقایق بست و الویس را اولین نامید. هر چند نباید فراموش كرد كه نام الویس در صحنه موسیقی دنیا، نام شناخته شده‌ای است و چاك بری در كلیت موضوع، جایگاهی به مراتب پایین‌تر از ستاره راك اند رول دنیا دارد.

الویس پریسلی كه پیش از ضبط آهنگ «همه چی مرتبه» در پنجم جولای ۱۹۵۴ در استودیوی آفتاب شهر ممفیس یك راننده كامیون بود، تاریخ موسیقی را وارد مرحله جدیدی كرد. در آن زمان، این راننده ۱۹ ساله فكرش را نمی‌كرد كه استفاده از گیتار الكتریك در آهنگ‌ها می‌تواند این‌طور جلب توجه كند.

او اما تا سال‌ها ستاره ماند. تا سال‌ها با آهنگ‌های معروف خود صحنه‌ها را تسخیر كرد. پس از او، نام‌های دیگری وارد عرصه شدند، سبك‌های جدیدی به وجود آمد، نوازندگان بی‌نظیری وارد صحنه شدند و راك اند رول، سال‌های سال در صدر موسیقی‌های مهم و جدی دنیا ماند.

راك با سبك‌های متفاوتی تلفیق شد و شاخه‌های زیادتری شكل گرفت؛ موسیقی بلوز، كلاسیك، سول، موسیقی فالك، الكترونیك و بسیاری دیگر از سبك‌های موسیقی وارد جریان موسیقی راك شدند و با نوآوری ستاره‌های هر یك، نسل‌های متمادی‌ای را درگیر این سبك كردند. ظهور بیتل‌ها و رولینگ استونز در اروپا و نفوذ آن‌ها به آمریكا، فصل نوینی را برای موسیقی راك رقم زد.

باب دیلن با متون اعتراضی خود، یكی دیگر از جریان‌سازان موسیقی راك بود و در دهه هشتاد كه احساس می‌شد نفوذ راك در دنیا رو به كاهش است، با ظهور نیروانا و U۲ موسیقی همچنان در انحصار راك باقی ماند.

مجله رولینگ استون كه معتبرترین و مهم‌ترین مجله موسیقی دنیاست در ماه میلادی گذشته، شماره ویژه‌ای برای ۵۰ چهره ماندگار موسیقی راك اند رول منتشر كرد كه با استقبال گسترده‌ای مواجه شد. در این شماره ویژه، ۵۰ چهره برتر موسیقی درباره ۵۰ چهره جاودان برگزیده، مطالبی نوشتند كه كار عجیب و جالبی به نظر می‌رسید.

آن‌ها از سال گذشته مقدمات این شماره را با برگزاری یك نظرسنجی از چهره‌های سرشناس موسیقی و مردم فراهم آوردند و نهایتا نام ۱۲۵ هنرمند برتر عرصه راك اند رول را اعلام كردند. در مرحله بعد، امتیازات كارشناسان موسیقی هم به آراء اضافه شد تا ۵۰ چهره برتر تاریخ موسیقی راك انتخاب شوند. رولینگ استون از نویسندگان افتخاری این شماره درخواست كرده درباره كار ویژه این چهره‌ها در عرصه راك اند رول و تاثیرشان بر روند موسیقی و جایگاه آن‌ها در تاریخ بنویسند.

الویس كاستلو كه خود یكی از مشاهیر موسیقی راك است، درباره بیتل‌ها نوشت و بونو خواننده گروه U۲، درباره الویس پریسلی. ون موریسون، شاعر توانا و موزیسین مشهور هم گرایش ویژه‌اش به ستاره نابینای موسیقی سول و گاسپل، ری چارلز را نشان داد.

او انگار بدهی‌اش به موسیقی روحانی را این‌گونه پرداخت كرده بود. جان مایر موزیسینی كه امسال چند جایزه گرمی گرفت درباره هندریكس نوشت: فلی، خواننده گروه ردهات چیلی پپرز، درباره استقلال ذاتی نیل یانگ ستاره كانادایی موسیقی راك مقاله‌ای نوشت و...

استاد همه نسل‌ها

جان مایر: جیمی هندریكس، یكی از فوق‌العاده‌های دنیای موسیقی است. شما طرفدار Black Sabbath باشید یا هوادار Elmore Yanes، از Wanson خوشتان بیایدیا از Grafefol Dead ، می‌فهمید كه هر موسیقی‌دانی به نحوی به مكتب هندریكس ربط پیدا می‌كند یا از آن الگوبرداری كرده است.

او تقریباً در هر سبك از موسیقی معاصر به عنوان سرآمد آن شناخته شده است، چراكه تقریباً در هر سبكی نوازندگی كرده و اثری از خود بر جای گذاشته است. آیا او در سبك بلوز فعالیت می‌كرد؟ به ترانه "Voodoo Chile" گوش دهید و می‌توانید نشانه‌هایی از بلوز را در آن پیدا كنید.

آیا او یك موسیقی‌دان راك بود؟ بله او از صدای موسیقی برای رسیدن به هدفش استفاده می‌كرد مانند اثر « این راك است». آیا او یك خواننده و ترانه‌سرای احساساتی بود؟ در "Bold As Love" او به گونه‌ای می‌خواند كه شما می‌فهمید او مردی است كه قلب خود را می‌شناسد. در اغلب موارد او مثل ستاره راكی به تصویر كشیده شده كه گیتار خود را آتش زده است.

ولی وقتی كه من در هندریكس فكر می‌كنم، به یكی از دوست‌داشتنی‌ترین و دلنشین‌ترین نواهای گیتار می‌اندیشم كه در ترانه‌هایی نظیر "One Rainy Wish" و "Litte Wing" یا حتی در "Doifting" نظیر آن‌را شنیده‌ایم. "Little Wing"، به شكل دردناكی كوتاه و زیباست.

درست مثل این می‌ماند كه پدربزرگ مرحوم شما زنده شود و تنها برای یك دقیقه و نیم كنار شما باشد و سپس برود. این عالی است و خیلی زودگذر. من فكر می‌كنم دلیل اصلی این‌كه همه موسیقی‌دان‌ها دوست دارند ترانه‌های هندریكس را بنوازند، این است كه زبان اشعار و موسیقی وی را زاده قلب و فكر او می‌دانند.

او یك رابطه محرمانه با نوازندگی گیتار داشت علی‌رغم این‌كه آن‌را بسیار فنی و تئوریك می‌نواخت. من فكر می‌كنم كه گیتار برای او مقدس بود. برای همین است كه شما هرگز مصاحبه‌ای از او پیدا نمی‌كنید كه درمورد علایقش به گام‌ها و نوازندگی گیتار حرفی زده باشد. این بخشی از آن چیزی است كه سبب می‌شد او بسیار هیجان‌زده نوازندگی كند.

من هندریكس را از طریقStevie Ray شناختم و كشف كردم. پس از این‌كه او را در حال نوازندگی "Little Wing" دیدم. تصمیم گرفتم سبك‌كاری‌ام را براساس كارهای هندریكس تغییر دهم.

اولین كار ضبط شده‌ای كه متعلق به هندریكس بود و خریداری كردم "Bold as Love" بود، برای این‌كه "Little wing" را در مجموعه‌اش داشت. یادم می‌آید كه ساعت‌ها فقط به جلد آلبوم نگاه می‌كردم. بعد ماه‌های متوالی وقتم را برای گوش كردن "Electric Ladyland" صرف كردم كه خیلی آدم را عصبی‌ می‌كند.

واقعیت سیاه و تلخی وجود دارد و شاید هندریكس به حدی صادق بود، كه آنرا مخفی نگه داشته است. ضمن این‌كه او انواع و اقسام مدها را هم اختراع كرد كه در نوع پوشش و رفتار هوادارانش تأثیر می‌گذاشت. به طوری‌كه افرادی كه پیرو و مقلد مدهای اختراع شده از سوی او هستند را به خوبی می‌توان تشخیص داد و شناخت. همه ما آرزو می‌كنیم به اندازه كافی نابغه باشیم كه قبل از ۲۸ سالگی از دنیا برویم. یك حالت اسطوره‌ای در مورد او وجود دارد كه هیچ جنبه انسانی در آن نیست.

بلوزهایی با نقش باب

ویسلف ژان: چه چیزی باب مارلی را از خیلی از ترانه‌سراهای بزرگ و سرشناس جهان متفاوت و جدا می‌كند؟ آنها نمی‌دانند معنی این‌كه آب به آرامی داخل خانه‌ آدم نفوذ كند چیست. آن‌ها نمی‌دانند بدون مایكروویو و قابلمه چه‌كار باید كرد، نمی‌توانند آتشی با چوب روشن كنند و ماهی خود را كنار اقیانوس بپزند.

مارلی به دوره فقر و بی‌عدالتی در جامائیكا تعلق دارد و این مساله را خودش در ترانه‌های عصیانگرانه‌اش به معرض نمایش می‌گذارد. مردم الگوی اصلی او برای خوانندگی و نوازندگی بوده‌اند. او همچون جان لنون به این تفكر می‌پردازد كه از طریق موسیقی و لغات واقعا می‌توان در جهان صلح و آرامش برقرار كرد. مقایسه او با دیگر موسیقیدان‌ها دشوار است، برای این‌كه موسیقی تنها بخشی از واقعیتی بود كه نام مارلی بر خود داشت .

او یك بشردوست و انقلابی نیز بود. تأثیر او بر سیاست جامائیكا بسیار زیاد بود، به گونه‌ای كه حتی بارها تهدید شد و مورد حمله قرار گرفت. مارلی مثل موسس بود. وقتی‌كه موسس حرف می‌زد، مردم به خروش آمده و حركت می‌كردند. وقتی‌كه مارلی حرف می‌زد هم‌چنین بود. ترانه‌های مارلی تقریبا برای اولین بار سبك موسیقی كارائیبی با ریتمی قوی را در سراسر دنیا پخش كرد. وقتی كه من در هائیتی بودم و پدرم آن‌جا در نقش مسؤول كلیسا مشغول به‌كار بود، ما به سختی می‌توانستیم موسیقی راك مسیحی گوش نكنیم و اصلا اجازه گوش دادن به موسیقی رپ را نداشتیم. وقتی‌كه چهارده سالم بود، داشتم "Exodus" گوش می‌كردم كه پدرم كه خیلی خوب انگلیسی صحبت نمی‌كرد از من پرسید: «این آهنگ در مورد چیست؟» به او گفتم در مورد انجیل است و در مورد قیامت حرف می‌زند.

وقتی‌كه این موسیقی به گوش‌ او رسید یا به‌طور كلی هنگامی‌كه موسیقی مارلی به گوش شنونده می‌رسد، به‌طور خودكار و مستقیم در ذهن شما نفوذ پیدا می‌كند. با نگاهی به اشعار او می‌توان به این نكته پی برد كه آن‌ها در سال ۳۰۱۴ میلادی هم همین مفاهیم و معانی را خواهند داشت.

امروز، مردم سخت تلاش می‌كنند تا بفهمند چه چیزی حقیقی است. همه چیز باید به‌گونه‌ای باشد كه اغلب مردم بتوانند با امیدواری به آن نگاه و آن‌را درك كنند و بفهمند. اگر هنوز مردم بلوزهایی را كه روی آن عكس‌های باب مارلی چاپ شده، بر تن می‌كنند، علت آن این است كه موسیقی وی یكی از معدود چیزهایی است كه این خصوصیت را داراست.

این بیتل‌های نامرتب

الویس كاستلو: برای اولین‌بار وقتی كه ۹ ساله بودم اسم آن‌ها را شنیدم. آن هم در حالی كه یكی از دوستانم علیه آن‌ها و اسامی خاصشان تبلیغات می‌كرد. این اتفاق در سال ۱۹۶۲ یا ۶۳ میلادی رخ داد.

درست قبل از این‌كه آن‌ها به آمریكا بیایند. عكسی كه دیده بودم كیفیت جالبی نداشت؛ شكل ظاهری و آرایش مو ی تقریبا نامرتب. من توجهی به این‌جور چیزها نداشتم.

فقط پی برده بودم كه آن‌ها گروه موسیقی مورد علاقه‌ام هستند. مساله جالب این بود كه خانواده و تمامی دوستان آن‌ها كه اهل لیورپول بودند نیز در مورد این گروه كنجكاوی می‌كردند و به آن‌‌ها افتخار می‌كردند.

من دقیقا در سنی بودم كه به طور كامل مجذوب و شیفته آن‌ها شوم و اخبار مربوط به این گروه را به طور مرتب پیگیری كنم. تجربه پول جمع كردن برای خریداری آهنگ‌هایشان و گوش كردن به اخبار محلی در مورد موسیقی و نگهداری عكسی كه به دستم می‌رسید، بارها و بارها تكرار شد.

این اولین باری بود كه چنین چیزی در چنین سطحی رخ می‌داد و این مساله فقط در مورد اعداد و ارقام صدق نمی‌كرد. شاید خیلی‌ها ركوردهای شخصی‌شان را سالیان سال همچنان حفظ كنند، ولی آنها هیچ‌گاه به اندازه‌ای كه بیتل‌ها برای مردم اهمیت داشتند، مهم نخواهند بود. هر ركوردی كه از سوی آن‌ها ثبت می‌شد، شوك‌آور به نظر می‌رسید.

شاید در مقایسه با رولینگ استونز آن‌چه می‌نواختند هیچ بود ولی آن‌ها نویسنده اشعار آهنگ‌هایشان هم بودند. جان لنون و پل مك كارتنی جزو ترانه‌سراهای استثنایی محسوب می‌شدند و مهم‌ترین مساله درمورد آن‌ها هماهنگی فوق‌العاده و كم‌نظیرشان بود. رینگو استار با چنان احساسی درام می‌نواخت كه هیچ‌كس واقعاً نمی‌تواند از او تقلید كند.

بسیاری از نوازندگان درام تلاش بسیاری در این زمینه كرده‌اند ولی در انجام آن ناكام مانده‌اند. بسیاری از آن‌ها نظیر جان و پل، خوانندگان برجسته و فوق‌العاده‌ای بودند. لنون و مك‌كارتنی و هریسون در سطح بالایی اشعار آهنگ‌های گروه را می‌سرودند كه نمونه‌هایی از آنها را در "Ask me Why" یا ترانه "Things We said Todey" شنیده‌ایم. پس از گذشت مدتی، رشد آن‌ها واقعاً محسوس بود و نمونه‌ای از آن را می‌شد در اشعار ساده عاشقانه برای بزرگسالان نظیر ترانه "Nowegion Wood" كه درمورد بخش ناخوشایند عشق حرف می‌زد، ملاحظه كرد.

آلبوم‌های مورد علاقه من "Rubber Sow" و "Revolves" بودند. وقتی كه شما Revolves را گوش می‌دادید، می‌دانستید كه چیزی متفاوت است. روی جلد این آلبوم آن‌ها در حالی كه عینك‌های آفتابی به چشم دارند و حتی به دوربین هم نگاه نمی‌كنند، دیده می‌شوند و موسیقی آلبوم بسیار عجیب و همچنان در حال‌حاضر بسیار شاد و زنده است.

اگر من بخواهم آهنگ موردعلاقه‌ام را در بین آلبوم‌های آن‌ها انتخاب كنم، "And Your Bird Can Sing"، نه، "Girl" نه، "For no one" نه... و همین‌طور ادامه می‌دهم. آلبومی كه پیش از جداشدن بیرون دادند تحت ‌عنوان "Let itbe"، در عین حال هم زیبا بود و هم نامانوس.

من می‌فهمم كه جاه‌طلبی و ضعف‌های روحی و جسمی بشر داخل هر گروهی نفوذ می‌كند، ولی آن‌ها طوری با یكدیگر هماهنگ بودند كه یك نمونه باورنكردنی ارائه دادند. من یادم می‌آید كه برای تماشای فیلم "let it be" در سال ۱۹۷۰، به میدان لستر رفتم.

و در پایان با یك حس نوستالژیك ناراحت‌كننده آن محل را ترك كردم. واژه Beagttogue هنوز هم در فرهنگ لغات موسیقی وجود دارد. من می‌توانم حضور آن‌ها را در آلبوم «پرینس» تحت ‌عنوان "Around the world in a day" حس كنم یا در ملودی‌های Harry Nilsson. یا این‌كه كرت كوبین بیتل‌ها را گوش كنم و موسیقی آن‌ها را با پانك و متال در برخی از آهنگ‌های خود درآمیزم.

من برخی از اشعار را با پل مك كارتنی نوشتم و آن‌ها را در دو موقعیت ایجادشده در كنسرت‌ها اجرا كردم. در سال ۱۹۹۹ و مدتی پس از مرگ لیندا مك كارتنی پل كنسرتی برای لیندا اجرا كرد كه از سوی Chrissie kyndo سازماندهی شده بود.

اجرای آن كنسرت بسیار سخت بود. به هنگام اجرای ترانه‌ها به حدی جمعیت حاضر تحت‌تاثیر قرار گرفته بودند كه تمركز برای ما دشوار بود. شاید آن‌جا بود كه فهمیدم چرا بیتل‌ها فعالیت خود را در قالب یك گروه متوقف كردند. چراكه ترانه‌هایشان دیگر متعلق به آن‌ها نبود، بلكه متعلق به همه مردم و دوستداران آن‌ها بود.

 

 

 

 

 

تاريخ ساعت نويسنده رکسکس جونی |

....................A0A....................


Haunted

long lost words whisper slowly to me
still can't find what keeps me here
when all this time i've been so hollow inside

i know you're still there

watching me wanting me
i can feel you pull me down
fearing you loving you
i won't let you pull me down
hunting you i can smell you - alive
your heart pounding in my head 
watching me wanting me
i can feel you pull me down
Saving me, raping me, watching me
Watching me, wanting me
i can feel you pull me down
fearing you loving you
i won't let you pull me down

درکوشم نجوا کردی کلمات به یاد ماندنی را
هنوز نمی توانم چیزی که مرا اینجا در بند گرده پیدا کنم
زمان بسیاری است که به پوچی رسیده ام
من می دانم که تو هنوز اینجایی
من را ميبيني
٬ من را می خواهي
من فشار تو را برای غرق شدنم حس می کنم
تو را می ترسانم و دوستت دارم
من نمی گذارم که تو مرا غرق کني
به دنبال شكار تو هستم و می توانم بویت را حس کنم
قلب تو ذهن من را مي كوبد
من را ميبيني
٬ من را می خواهي
من فشار تو را برای غرق شدنم حس می کنم
من را نگه داشته اي ، من را صدا ميزني ، من را ميخواهي
من را ميبيني
٬ من را می خواهي
من فشار تو را برای غرق شدنم حس می کنم
تو را می ترسانم و دوستت دارم
من نمی گذارم که تو مرا غرق کنی

 evanescence

 

 

تاريخ ساعت نويسنده رکسکس جونی |

....................A0A....................


 تاريخچه متال قسمت اول

درود بر دوستان گرامی .

 

 

از امروز می خواهم مبحثی جدید در وبلاگ آغاز کنم که بر پایه تعریف و تاریخچه موسیقی متال است .سعی کرده ام این مطالب که در قالب چند پست ارائه می شود به صورت کامل و جامع باشد و بتوان از آن به عنوان کامل ترین مرجه موسیقی متال به زبان فارسی از آن استفاده کرد چونکه می دانم هنوز مطلبی به این کاملی در مورد این موسیقی به زبان فارسی نوشته نشده است .

 

 

در این چند پست تاریخچه کامل متال و تمامی زیر شاخه ها و سبک های منشعب از آن ، فستیوال های معروف متال ، مجلات اختصاصی متال ، سازبندی و تعریف کامل سازهای مورد استفاده در این موسیقی و ... ارائه می شود که امیدوارم مورد پسند واقع شود .

 

 

 

 

 

 

موسیقی هوی متال  بر گرفته شده از موسیقی راک می باشد که در اواخر دهه شصت و اویل دهه هفتاد گسترش داده شد . البته در موسیقی هوی متال از شاخه های سبک های بلوز راک و سایکودلیک راک هم استفاده شد . سازبندی موسیقی متال از گیتار الکتریک ، بیس گیتار و درامز تشکیل شده است . گیتار الکتریک در این سبک به شدت دیستورت شده است و سولوهایی بسیار سرعتی در این سبک نواخته می شود که بعدا در مورد هرکدام از سازها و نوع نواختن آنها به طور کامل توضیح خواهم داد .

 

 

موسیقی هوی متال در دهه هشتاد به شدت مطرح شد و در بین مردم گسترش پیدا کرد و زیر شاخه های متعددی از این سبک منشعب شد که به طور کامل توضیح خواهم داد .

 

 

 

 

 

 

مشخصه های هوی متال :

 

 

مشخصه موسیقی متال صدای دیستورشن بسیار قوی ، ریتم های سنگین و قوی ، بیس گیتار در پس زمینه آهنگ و درام تند و رگبار وار و آواز خشن و قوی که در هرکدام از زیر شاخه ها متفاوت است . ترکیب یک گروه هوی متال هم معمولا از یک درامر ، یک بیسیست ، یک ریتم گیتاریست و یک یا دو لید گیتاریست تشکیل می شود که باز هم در زیر شاخه های مختلف ممکن است تغییر کند و سلزهای دیگری مانند کی برد ، ویولون و ... به آن اضافه شود .

 

 

البته در ابتدا معمولا گروهها از یک گیتاریست استفاده می کردند مانند گروه black sabbath ولی از ابتدای دهه هفتاد گروهها با دو گیتاریست کار کردند مانند گروه judas prist و iron maiden که حتی در مقاطع مختلف از سه گیتاریست استفاده می کرد .

 

 

هسته تکنیکی موسیقی هوی متال هم سولوهایی است که توسط لید گیتاریست نواخته می شود که در میان آنها از تکنیک های مختلف مانند سوئیپ پیکینگ ، تپینگ و .... استفاده می شود . از معروفترین لید گیتاریست های متال می توان به ریچی بلک مور از گروه دیپ پارپل ، دیو ماستین از گروه مگادث و کرک همت از گروه متالیکا اشاره کرد .

 

 

آواز در موسیقی متال بسیار گسترده است به همین علت گروههای متال از خواننده های قدرتمندی استفاده می کنند که از بهترین آنها و قوی ترین آنها می توان به راب هالفورد از گروه جوداس پریست و بروس دیکنسون از گروه آیرن میدن اشاره کرد .

 

 

بیس گیتار در این سبک هم نقش مهمی دارد و با صدای بم خود موسیقی را به سمت سنگین تر شدن پیش می برد . در بعضی از گروههای بیسیست ها از افکت در بیس گیتار استفاده می کنند و بیس در این سبک معمولا با پیک نواخته می شود . از بیسیست های مطرح این سبک می توان به استیو هریس از گروه آیرن میدن و کلیف برتن از گروه متالیکا اشاره کرد .

 

 

درام در این سبک بسیار بزرگ تر و متعدد تر از سبک راک است و در این سبک تقریبا از همه اجزای درام استفاده می شود از درامر های مطرح این سبک هم می توان به لارس الریش از متالیکا و دیو لومباردو از اسلیر اشاره کرد .

 

 

 

 

 

 

موضوعات و درون مایه :

 

 

موضوع عمومی اشعار در موسیقی هوی متال معمولا خشونت ، ضد جنگ ، سکس ، اساطیر و ... است . تم اشعار سکسی از گروه لد زپلین آغاز شد که آن هم برگرفته شده از موسیقی بلوز بود . به طور مثال اشعار گروه آیرن میدن معمولا بر پایه اساطیر و افسانه ها

 

 

نوشته می شود مثلا در آهنگ rime of the ancient mariner که یکی از آهنگ های زیبای این گروه است شعر آن بر اساس شعری اسطوره ای از ساموئل تیلور سروده شده است .

 

 

یا مثلا گروه مگادث و بسیاری دیگر از گروهها تم کلی شعرهای خود را بر پایه افکار ضد جنگ و بعضا سیاسی طراحی می کنند . مانند آهنگ های war pig از بلک سبت ، and justice for all از متالیکا ، 2minute to midnight از ایرن میدن و peace sells از مگادث .

 

 

مرگ یکی دیگر از موضوعات شعری در موسیقی هوی متال است که گروههای متعددی مانند اسلیر ، وسپ و ... از این تم استفاده می کنند .

 

 

 

 

 

 

حرکات فیزیکی :

 

 

در کنسرت های متال معمولا شاهد هدبنگ و stage diving هستیم که بعدا به طور کامل آنها را توضیح خواهم داد . هدبنگ که از حرکات موزون گردن ساخته می شود اول توسط رونی جیمز دیو خواننده بلک سبت و جن سیمون گیتاریست گروه کیس ارائه شد که همانطور که گفتم به طور کامل توضیح خواهم داد .

 

 

 

 

 

 

تاریخچه هوی متال :

 

 

در میانه دهه هشتاد موسیقی بلوز در آمریکا و موسیقی راک در انگلیس نفوذ و شهرت بسیاری داشت و اولین جرقه های هوی متال موقعی زده شد که گروههای جدید آثار گروههای قدیمی تر را کاور می کردند و در این باز نوازی کمی تغییرات در آهنگ ایجاد می کردند که از جمله به افزایش تمپو (سرعت) و افزایش دیستورت گیتار که در آن زمان معمولا از آوردرایو استفاده می شد می توان اشاره کرد . (آور درایو صدایی مابین آکوستیک و دیستورشن است ). و این تغییرات باعث خشن تر و قدرتمند تر شدن آهنگ می شد . به عنوان مثال می تواهنم آهنگ you realy got me از گروه the kinks را معرفی کنم .

 

 

اما به طور یقین سال 1968 را می توان به عنوان سال پایه گذاری موسیقی هوی متال نامید . در این سال گروههای مختلفی تشکیل شدند که هرکدام از آنها سهمی در پایه گذاری هوی متال داشتند مانند alice cooper ، budgie ، deep purple ، led zeppelin ، ufo ، jethro tull و ...

 

 

در ابتدای این سال گروه blue cheer آهنگی به نام summertime bluse را ضبط کرد که در این آهنگ بسیاری از عناصر هوی متال شنیده می شود . در همان زمان گروه Steppenwolf آلبومی به نام born to wild ضبط کرد که اولین اشعار خاص هوی متال در این آلبوم شنیده می شود .

 

 

اما در جولای همین سال گروه iron butterfly آلبومی به نام heavy ضبط کرد که به نوشته دایره المعارف ویکپدیا اولین آلبوم هوی متال است . بعد از این آلبوم گروه jeff beck آلبومی به نام truth ضبط کرد که این آلبوم هم دارای پایه های هوی متال بود .

 

 

اما در سال 1969 گروه black Sabbath تاسیس شد و همچنین پایه گذاریهای ابتدایی گروه judas prist انجام شد. در ابتدای همین سال آلبوم گروه led zeppelin رتبه 10 بیلبورد را به خود اختصاص داد که می توان عنوان کرد که این آلبوم اولین آلبوم هوی متال است که در بین 10 آلبوم برتر سال قرار گرفت . با سه آلبوم دیگر pretties for you از alice cooper ، deep purple از deep purple و tommy از گروه the who را هم می توان جزو آلبوم های ابتدایی این سبک نام برد .

 

 

اما در ابتدای سال 1970 تونی آیومی گیتاریست گروه black Sabbath به دلیل اینکه یکی از انگشتان خود را در یک حادثه صنعتی از دست داد کوک گیتار را بم تر کرد تا سیمها شل تر شوند که بتواند راحت تر بنوازد و در ضمن به همین علت آیومی بیشتر از پاورکورد ها در نواختن خود استفاده می کرد و با این مشخصات این گروه اولین آلبوم خود را به نام گروه یعنی black Sabbath ضبط کرد که با این آلبوم موسیقی جدیدی به نام هوی متال پا به عرصه جهان موسیقی گذاشت و به همین علت از این گروه به عنوان بنیان گذار این سبک از موزیک یاد می کنند . در کنار نام black sabbath باید یادی هم از گروه deep purple کنیم که با هدایت ریچی بلک مور گیتاریست و یان گیلان خواننده خود دومین گروه هوی متال بود و فروش بالای دو آلبوم این دو گروه در سال 1970 به نامهای paranoid از black Sabbath و black night از deep purple باعث شد که این دو آلبوم رتبه های خوبی در بیلبرد کسب کند و موسیقی هوی متال را بیشتر در بین مردم نمایان کند .

 

 

 

از دیگر اتفاقاتی که در این سال افتاد هم می توان به مرگ مرحوم جیمی هندریکس اشاره کرد که اغلب کارشناسان و علاقمندان به گیتار او را بهترین و بزرگترین گیتاریست تاریخ موسیقی می دانند . روحش شاد و یادش گرامی باد .

 

 

در سال 1971 گروه dust به عنوان اولین گروه هوی متال در آمریکا تاسیس شد و دیگر گروههای ابتدایی این سبک در آمریکا هم blue oyster cult که در سال 1972 تاسیس شد و گروه kiss که در سال 1974 تاسیس شد .

 

 

در سال 1974 دو آهنگ از گروه queen به نام queen2 به عنوان اولین آهنگ در سبک thrash metal و آهنگ stone cold crazy به عنوان اولین آهنگ در سبک speed metal شناخته شد .

 

 

اتفاق مهم دیگر در اواخر دهه هفتاد اخراج آزی آزبرن خواننده بلک سبت از گروه به دلیل آلودگی بیش از حد به مشروب و مواد مخدر بود که رونی جیمز دیو جانشین او در گروه شد و آزی آزبرن هم کار خود را به صورت انفرادی ادامه داد .

 

 

اما دوران طلایی و تکرار نشدنی موسیقی هوی متال دهه هشتاد بود که موجی جدید از گروههای هوی متال جهان موسیقی را به تسخیر خود در آوردند که به  wave of british heavy metal به معنای موج جدید هوی متال انگلیسی مشهور شدند . که از معروفترین گروههای این جنبش می توان به iron maiden ، motorhead ، saxon ، diamond head و def leppard اشاره کرد .این جنبش به تختصار به NWOBHM معروف شد . طوفان این موج از سال 1980 آغاز شد و تا سالیان بعد به طور کامل کنترل موسیقی دنیا را در اختیار داشت . که در این مورد هم به طور کامل توضیح خواهم داد .

 

 

در سال 1980 اتفاقات دیگری هم افتاد که از جمله آنها انحلال گروه led zeppelin ، مرگ خواننده ac dc  بر اثر افراط در خوردن مشروب ، مرگ درامر گروه led zeppelin بر اثر استفاده بیش از حد از مواد مخدر و ... بود .

 

 

در اواخر همین سال آلبومهای سه گروه مطرح NWOBHM یعنی iron maiden ، motorhead و saxon در میان 10 آلبوم برتر سال قرار گرفت که موفقیتی چشمگیر برای این موسیقی بود .

 

 

سال 1983 یکی از سالهای خیلی خوب در عرصه این موسیقی بود در این سال 3 گروه برتر این سبک در آمریکا با الهام گرفتن از NWOBHM و سرعت بخشیدن و خشن تر کردن آن سبک thrash metal را ابداع کردند و در این سال اولین آلبومهای خود را ضبط کردند . این سه گروه metallica ، slayer و megadeth بودند .

 

 

در طی این چند سال آلبومهای متال در صدر جداول موسیقی متال قرار گرفتند و به عنوان پرفروش ترین آثار مطرح شدند در میان گروههای هوی متال گروههای ac dc ، aerosmith ، bonjovi ، deep purple تا کنون بالای 100 میلیون نسخه از آلبومهای خود را به فروش رسانده اند . برای افزایش اطلاعات خوانندگان این وبلاگ باید عرض کنم که تا کنون گروههای the beatles و elvis prisley بالای یک میلیارد نسخه از آلبومهای خود را فروخته اند که از این نظر رکورد دار هستند و frank Sinatra و Michael Jackson با فروش بالای 500 میلیون در رتبه های بعدی هستند . pink floyd ، Elton john ، queen و madona و ... هم تا کنون بالای 250 میلیون نسخه از آلبومهای خود را فروخته اند .

 

 

دو مجله kerrang و metal hammer یه طور اختصاصی برای موسیقی متال تاسیس شدند که در مورد آنها هم توضیح خواهم داد .

 

 

گستردگی و ذوق و سلیقه هنرمندان این سبک باعث شد که از دل هوی متال سبک ها و زیر شاخه های بی شماری منشعب شود که در ادامه به توضیح معروفترین آنها می پردازم .

 

 

 

 

 

 

Thrash metal :

 

 

در اوایل دهه هشتاد این سبک با الهام گرفتن از موسیقی hardcore punk و NWOBHM ساخته شد . به این سبک speed metal هم گفته می شود . این سبک بر پایه سرعت و تکنیک بنا شده است .

 

 

 

 

 

 

ویژگی های thrash metal :

 

 

از بارز ترین نشانه های این موسیقی سرعت بسیار بالا ، ریف های پیچیده و مختلط گیتار و سولوهایی بسیار سریع است . ریتم گیتار در این سبک بر پایه تکنیک پالم میوتینگ و استاکتو ساخته می شود که باعث تولید صدایی خشن و خشک می شود . لید گیتار در این سبک بر پایه تکنیک های مخلف از جمله تپینگ ، سوئیپ پیکینگ ، آلترنیت پیکینگ و ... ساخته می شود .

 

 

درام در این سبک بسیار سریع و رگبارگونه نواخته می شود که معمولا به صورت دولاچنگ و بالاتر نواخته می شود . استفاده از دو باس درام در این سبک بسیار معمول است که باعث سریع تر شدن درام می شود .

 

 

در اشعار این سبک ایده های نهیلیستی (پوچ گرایی) ، افکار ضد جنگ ، سیاست و بعضا شیطان پرستی به وفور دیده می شود .

 

 

 

 

 

 

تاریخچه thrash metal :

 

 

سال 1981 را می توان به عنوان مبدا موسیقی thrash metal نام برد . اما پایه های این موسیقی از سالیان قبل تر ریخته شده است . به عنوان مثال آهنگ های into the voids و children of the grave از گروه black Sabbath ، stone cold crazy از گروه queen( که در سال 1991 متالیکا جایزه گرمی را برای بازنوازی این آهنگ دریافت کرد . ) و چند آهنگ دیگر را می توان سرمنشاء های موسیقی thrash metal نامید .

 

 

مشهورترین گروههای این سبک متالیکا ، مگادث ، تستامنت ، اسلیر ، آورکیل و ونوم هستند . تاثیرگذار ترین گروه در این موسیقی گروه motorhead است . آلبوم سال 1979 این گروه به نام overkill دو سال بعد الهام بخش نام گذاری یکی از بهترین گروههای این سبک به همین نام شد و این گروه با ضبط آهنگ the beast within در سال 1981 یکی از اولین آهنگ های این سبک را ساخت .

 

 

گروه venom هم یکی دیگر از تاثیرگذار ترین گروهها بر این موسیقی است که با ضبط آلبوم welcome to hell در سال 1981 به نوعی یکی از بنیان کذاران این سبک بود . اما تعریف کلی این موسیقی در سال 1983 وقتی که دو گروه متالیکا و اسلیر دو آلبوم kill em all و show no mercy را ضبط کردند صورت گرفت و بدین شکل موسیقی thrash metal به عنوان یکی از معتبرترین و مطرح ترین سبک ها در موسیقی متال مطرح شد .

 

 

1.         در طی سالهای 84 و 85 شاهد پیشرفت سریع این موسیقی هستیم که با پخش هر آلبوم افق هایی جدید به روی این موسیقی باز شد . اما سال 1986 طلایی ترین سال موسیقی ترش متال و کلا موسیقی متال  بود در این سال گروههای مختلف شاهکار خود را که دیگر هیچ وقت در عرصه موسیقی تکرار نشدند ضبط کردند . از مطرح ترین آلبوم ها در این سال می توان به master of puppets (متالیکا) ، regin in blood (اسلیر) ، eternal devastation (دستراکشن) ، pleasure to kill (کریتور) ، peace sells (مگادث) ، morbid visions (سپولترا) نام برد . در این سال مجله متال همر هم به عنوان مجله اختصاصی متال شروع به کار کرد . از اتفاقات دیگر این سال می توان به مرگ phil lynott بنیان گذار گروه thin lizzy و cliff burton بیسیست گروه متالیکا اشاره کرد .

 

 

 

 

 

 

تکامل thrash metal در دهه  90

 

 

در ابتدای این دهه گروههای جدید تر ترکیبی از thrash metal با عناصر موسیقی کلاسیک را ابداع کردند که به power metal مشهور شد . از گروههای موفق در این عرصه می توان به iced earth اشاره کرد .

 

 

·       از دیگر اتفاقات این دهه تغییر سبک و ملایم تر شدن موسیقی بعضی از گروههای این سبک بود که نمونه آنها سه آلبوم black ، loud و reloud از گروه متالیکا بود که آمیخته ای از موسیقی متال با بلوز و راک بود . گروه مگادث با آلبوم countdown to extinction موسیقی خود را کمی ملایم تر کرد . این تاثیر را کم و بیش در گروههای دیگر مانند anthrax و testament و ... شاهد هستیم .

تاريخ ساعت نويسنده رکسکس جونی |

....................A0A....................


به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان می

 

 

رسانم مؤلف کتاب «آيات شيطانی‌»

 

 

که عليه اسلام و پيامبر و قرآن، تنظيم شده

 

 

است، همچنين ناشرين مطلع از

 

 

محتوای آن، محکوم به اعدام می باشند. از

 

 

مسلمانان غيور می خواهم تا در هر

 

 

نقطه که آنان را يافتند، سريعاَ آن‌ها را اعدام

 

 

نمايند تا ديگر کسی جرأت

 

 

نکند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر

 

 

کس که در اين راه کشته شود،

 

 

شهيد است ان شاء الله. ضمناَ اگر کسی

 

 

دسترسی به مؤلف کتاب دارد ولی

 

 

خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی

 

 

نمايد تا به جزای

 

 

اعمالش برسد. والسلام عليکم و رحمة الله

 

 

وبرکاته

 

 

روح الله الموسوی الخمینی

 

 

29 بهمن 1367/ 11 رجب 1409»

 

 

رسانه های گروهی استعماری خارجی به دروغ

 

 

به مسئولين نظام جمهوری

 

 

اسلامی نسبت می دهند که اگر نويسنده کتاب

 

 

آيات شيطانی توبه کند حکم

 

 

اعدام درباره او لغو می گردد. امام خمينی

 

 

فرمودند:

 

 

اين موضوع صددرصد تکذيب می گردد. سلمان

 

 

رشدی اگر توبه کند و

 

 

زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب

 

 

است با جان و مال تمامی هم خود

 

 

را به کار گيرد تا او را به درک واصل گرداند.

 

 

حضرت امام اضافه کردند:

 

 

اگر غير مسلمانی از مکان او مطلع گردد و قدرت

 

 

اين را داشته باشد تا

 

 

سريع‌تر از مسلمانان او را اعدام کند، بر

 

 

مسلمانان واجب است آن‌چه را که

 

 

در قبال اين عمل می خواهد به عنوان جايزه يا

 

 

مزد عمل به او بپردازند.

 

 

«راستى به چه علت است که در پى اعلام حکم

 

 

شرعى و اسلامى مورد اتفاق

 

 

همه علماء در مورد يک مزدور بيگانه اين‌قدر

 

 

جهان‌خواران بر افروخته

 

 

شدند و سران کفر و بازار مشترک و امثال آنان

 

 

به تکاپو و تلاش مذبوحانه

 

 

افتاده‏اند؟ غير از اين نيست که سران استکبار

 

 

از قدرت برخورد عملى

 

 

مسلمانان در شناخت و مبارزه با توطئه‏هاى

 

 

شوم آنان به هراس افتاده‏اند و

 

 

اسلام امروز مسلمانان را يک مکتب بالنده و

 

 

متحرک و پر حماسه می دانند و

 

 

از اين‌که فضاى شرارت آنان محدود شده است

 

 

و مزد بگيران آنان چون

 

 

گذشته با اطمينان نمى‏توانند عليه مقدسات قلم

 

 

فرسائى کنند مضطرب شده‏اند

 

 

... خيلى جالب و شگفت‏انگيز است که اين به

 

 

ظاهر متمدنين و متفکرين وقتى

 

 

يک نويسنده مزدور با نيش قلم زهرآگين خود

 

 

احساسات بيش از يک ميليارد

 

 

انسان مسلمان را جريحه دار مى‏کند، عده‏اى در

 

 

رابطه با آن شهيد مى‏شوند،

 

 

براى ايشان مهم نيست و اين فاجعه عين

 

 

دموکراسى و تمدن است، اما وقتى

 

 

بحث اجراى حکم و عدالت ‏به ميان مى‏آيد، نوحه

 

 

رافت و انسان دوستى سر

 

 

مى‌دهند. ما کينه دنياى غرب را با جهان اسلام و

 

 

فقاهت از همين نکته‏ها به

 

 

دست مى‏آوريم. قضيه آنان قضيه دفاع از يک فرد

 

 

نيست، قضيه حمايت از

 

 

جريان ضداسلامى و ضدارزشى است که

 

 

بنگاه‌هاى صهيونيستى و انگليس و

 

 

آمريکا به راه ‏انداخته‏اند و با حماقت و عجله خود

 

 

را روبه‌روى همه جهان

 

 

اسلام قرار داده‏اند ... اگر غفلت کنيم اين اول

 

 

ماجراست و استعمار از اين

 

 

مارهاى خطرناک و قلم بدستان اجير شده در

 

 

آستين فراوان دارد ... ترس

 

 

من اين است که تحليل‌گران امروز، ده سال

 

 

ديگر بر کرسى قضاوت بنشينند

 

 

و بگويند که بايد ديد فتواى اسلامى و حکم اعدام

 

 

سلمان رشدى مطابق اصول

 

 

و قوانين ديپلماسى بوده است ‏يا خير ... (امام

 

 

خمينی، منشور روحانيت، چاپ

 

 

دوم 1369)

 

 

خب بچه ها نظرتون راجع به اين عقيده ي

 

 

كسلمين چيه؟

 

 

به نظر شما محكوم حقيقي كيه؟ كيا اين

 

 

حكومت لعنتي مفت خورو به اين

 

 

تباهي كشوندن؟؟؟

 

 

آيا واقعا منصفانس كه براي تخليه ي عقده ي اين

 

 

سياست مدارا 4 تا جوون به

 

 

اسم شهادت خر شنو زندگيشونو به نيستي

 

 

برسونن؟

 

 

اصلا اين شهادته؟ اين بيشتر به يه خود خواهي

 

 

احمقانه شبيهه تا يه شهادت

 

 

پر افتخار..

 

 

نظرتون در مورد اين چيه؟

 

 

شما اسم اين حكمو چي مي ذارين؟

 

 

لطفا تو اين نظر سنجي شركت كنين. شايد

 

 

خيلي مهم باشه.

 

 

منتظر عقايد سنجيده تون هستم.

 

 

بااااااااباااااااااي

تاريخ ساعت نويسنده رکسکس جونی |

....................A0A....................


هر روز از خواب بر مي خيزم، اصلاح مي كنم، دوش مي گيرم،

 

 

مسواك مي زنم، لباس تميز مي پوشم، عطر مي زنم و اشك

 

 

هايم را در چشمانم مي خشكانم...

 

 

 

و روز ها در بيداري در خوابم و شبها در خواب بيدار..

 

 

و من مانده ام از آن رو كه برسم نه!

 

 

 

بلكه رسيدم به انتها..

 

 

نمي دانم آيا تحقير شده ام يا نه خداوند مرا اينچنين آفريد و

 

 

توانم را، نمي دانم چگونه بايد ادامه دهم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

در كنارم اما نه من و نه او!!!

 

 

كه دروغ است اين درون من است كه آشفته است گويي

 

 

باري به سنگيني زمين و هفت آسمان در سرم است... 

 

 

و گويي تهي تهي ام و قلبي ندارم و ديگر صدا تپش خود را

 

 

نمي شنوم فقط هستم، بودن و نبودن و من بودم و عدم،

 

 

 

نه نه!

 

 

من خود خود عدم بودم، حتي ذره اي قابل ديدن هم نبودم...

 

 

پرواز را ديگر نمي خواهم، پريدن، پرواز كردن را متنفرم از زن

 

 

ها، مرد ها، از لبخند ها و ز اشك ها از غم ها همه و همه

 

 

را...

 

 

فقط زنده ام، هستم و نه چون كه بايد باشم، هستم چون

 

 

اكنون كه اينجا ام هيچ چيز به مانند مرگ رهايم نمي كند...

 

 

      جهان پير است و بي بنياد***از اين فرهاد كش فرياد

 

 

چه هستم، كه هستم؟ هيچ و فقط هيچ و من همان عدمم

 

 

پس چرا بايد باشم حتي ديگر نمي توانم بنويسم روزي گفته

 

 

بودم از 3 چيز لذت مي برم: آواز، سرعت در شب و آهنگ

 

 

بلند، و سجده و اكنون ديگر هيچ كدام... فقط مرگ اگر نمي

 

 

ترسيدم لحظه اي به زندگي نمي انديشيدم، نه ترس از مرگ يا

 

 

از دست دادن زندگي پوچم كه هنوز لمسش نكرده ام اما

 

 

وجودش را حس مي كنم اين ترس از گناه...

 

 

روز ها و هفته ها و ماه هاست... كه فكر مي كنم:

 

 

چرا زنده ام؟

 

 

و هدف از خلقتم چه بوده است؟؟

 

 

اما اكنون به پايان رسيده ام، مي دانم هدفي در كارم نيست و

 

 

اگر از گناهش واهمه نداشتم مي گفتم كه از خلقتم نيز هدفي

 

 

نبوده است!؟

 

 

و گفته بودم نوشتن آرامم مي كند، و فراموش مي كنم آنچه

 

 

باعث آزارم مي گردد و نمي خواهم به آنها بينديشم، اما مرگ

 

 

چيزي نيست كه فراموشش كنم و نيستي،

 

 

و احساس پوچي و تباهي و ..

 

 

اي كاش كه جاي آرميدن بودي

 

 

يا اين ره دور را رسيدن بودي

 

 

يا از پس صد هزار سال از دل خاك

 

 

چون سبزه اميد بر دميدن بودي

 

***

 

**

 

*

 

فقط هستم چون بايد باشم و تعهد دارم كه ديگر نه با خود؛ بلكه

 

 

فقط براي ديگران و شايد حتما روزي آنها را رسانيدم به

 

 

اهدافشان، ديگر نماند برايم جاني و رمقي تا بايستم، ديگر نمي

 

 

دانم نفس كشيدنم براي چيست و نماز خواندنم..

 

 

هيچ بودي، هيچ خواهي شد، پس اكنون هم هيچ مباش..

تاريخ ساعت نويسنده رکسکس جونی |

....................A0A....................


سلام..

 

 

 

به نام من..

 

 

 

اي نسي حرف هاي منو گوش كن .

 

 

 

روزي خواهد رسيد كه تو بر من سجده خواهي كرد و مرا

 

 

 

پرستش مي كني.

 

 

 

پس از اين بيداري مبهم برخيز.

 

 

 

برخيزو طاووسي ملك رو فرياد كن.

 

 

 

تو كه بين اين همه انسان گم شده اي،

 

 

 

اينو باور كن كه ديگه اون كسي كه ادعا مي كنه صداتو مي

 

 

 

شنوه بهت بها نمي ده

 

 

 

بلكه در مقابل نياز هاي تو كم آورده و شونه برات خالي

 

 

 

 

كرده

 

 

 

اونايي كه در مقابل اسلام قد بلند كرده اند و ادعاي

 

 

 

 

بيكرانشون كون آسمونو پاره

 

 

 

كرده ديگه جلوه اي ندارن..

 

 

 

پس چرا از اين كابوس بيداري و تاريكي ترس و جهنم

 

 

 

 

شيطاني رو ول نمي كني

 

 

و رو به من نمياري؟

 

 

حالا كه اومدي و به سوي من هدايت شده اي پس بيا و

 

 

 

 

با من متحد شو تا با هم

 

 

دنيا رو انقدر به فساد و تباهي بكشيم تا خدا امام زمانتو

 

 

 

برات بياره.

 

 

 

مگه تو نمي خواي كه امامت ظهور كنه تا تو از فساد و

 

 

 

گنداب و جهنمي كه واسه

 

 

خودت ساختي نجات پيدا كني؟

 

 

پس بيا..

تاريخ ساعت نويسنده رکسکس جونی |

....................A0A....................


Copyright © 2009 Template Design JAY-Rch . All Rights Reserved.